
آیا شما در شأن کارتان هستید؟
با این روحیه چه طور می خواهید ثابت کنید که می توانید کار دیگری انجام دهید؟
تاریخ انتشار:
703 نفر این یادداشت را خواندهاند
2 نفر این یادداشت را دوست داشتهاند
خیلی از فارغ التحصیلان فکر می کنند به محض اینکه درسشان تمام شد، چون آدم های خیلی مهمی هستند، حتما باید کار خوبی بهشان بدهند. اما من همیشه به آنها نصیحت می کنم که: شما باید خیلی خوشحال باشید اگر شما را پستچی کردند! بچسبید به کارتان و تمام تلاشتان را بکنید تا نامه ها را خوب دسته بندی کنید.
اگر نمی توانید یا نمی خواهید به این شغل تن در دهید، چه طور می خواهید ثابت کنید که اصلا عرضه دارید کار دیگری انجام بدهید؟
زیاد پیش می آید که شرکت های مختلف، دانشجویان را برای کار یا دوران آموزش عملی استخدام کنند. رؤسای آن ها معمولا هیچ وقت شکایتی از توانایی های کاری و تکنیکی دانشجویان ندارند، ولی هرازگاهی نکته ای منفی می گویند راجع به این که بعضی ها هنوز نیامده دنبال پست های بالا هستند و فکر می کنند کارشان در شأنشان نیست.
من وقتی پانزده سال داشتم، تابستان را در یک مزرعه ی توت فرنگی کار کردم. بیشتر کارگرانی که آنجا بودند کارگران روزمزد بودند، اما بعضی معلم های مدرسه هم آنجا کار می کردند تا قدری پول اضافه تر برای درآمد تابستان داشته باشند. یادم می آید یک بار به پدرم گفتم که این در شأن معلم ها نیست. (شاید می خواستم نتیجه بگیرم که پس در شأن من هم نیست!)
پدرم جوابی به من داد که تا ابد به خاطر خواهم سپرد. گفت: «ترجیح می دهم بهترین کارگر نهرکَن باشم تا یک آدم خودخواه و از خودراضی که در یک اداره کار می کند.»
اگر نمی توانید یا نمی خواهید به این شغل تن در دهید، چه طور می خواهید ثابت کنید که اصلا عرضه دارید کار دیگری انجام بدهید؟
زیاد پیش می آید که شرکت های مختلف، دانشجویان را برای کار یا دوران آموزش عملی استخدام کنند. رؤسای آن ها معمولا هیچ وقت شکایتی از توانایی های کاری و تکنیکی دانشجویان ندارند، ولی هرازگاهی نکته ای منفی می گویند راجع به این که بعضی ها هنوز نیامده دنبال پست های بالا هستند و فکر می کنند کارشان در شأنشان نیست.
من وقتی پانزده سال داشتم، تابستان را در یک مزرعه ی توت فرنگی کار کردم. بیشتر کارگرانی که آنجا بودند کارگران روزمزد بودند، اما بعضی معلم های مدرسه هم آنجا کار می کردند تا قدری پول اضافه تر برای درآمد تابستان داشته باشند. یادم می آید یک بار به پدرم گفتم که این در شأن معلم ها نیست. (شاید می خواستم نتیجه بگیرم که پس در شأن من هم نیست!)
پدرم جوابی به من داد که تا ابد به خاطر خواهم سپرد. گفت: «ترجیح می دهم بهترین کارگر نهرکَن باشم تا یک آدم خودخواه و از خودراضی که در یک اداره کار می کند.»