قبل از صحبت دربارهی دیگران دست نگه دارید!
قبل از اینکه چیزی بگویید ابتدا به سه پرسش پاسخ دهید.
تاریخ انتشار:
493 نفر این یادداشت را خواندهاند
8 نفر این یادداشت را دوست داشتهاند
روزی یکی از آشنایان سقراط با هیجان نزد او آمد و گفت: «سقراط می دانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟»
سقراط پاسخ داد: «لحظه ای صبر کن! قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم به سه پرسش من پاسخ دهی تا آنچه را که قصد گفتنش داری امتحان کنیم.
اولین پرسش، حقیقت است. آیا کاملاً مطمئنی آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟»
مرد جواب داد: «نه، فقط در موردش شنیده ام.»
سقراط گفت: «پس واقعاً نمی دانی که خبر درست است یا نادرست.
پرسش بعدی: آیا آنچه را که در مورد شاگردم میخواهی به من بگویی، خبر خوبی است؟»
مرد پاسخ داد: «نه، برعکس.»
سقراط ادامه داد: «پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن نیستی بگویی.
اما پرسش سوم: آیا آنچه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟»
مرد پاسخ داد: «در حقیقت نه!»
سقراط نتیجه گیری کرد: «اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد ونه خوب است و نه حتی سودمند، پس چرا اصلاً آن را به من می گویی؟»
سقراط پاسخ داد: «لحظه ای صبر کن! قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم به سه پرسش من پاسخ دهی تا آنچه را که قصد گفتنش داری امتحان کنیم.
اولین پرسش، حقیقت است. آیا کاملاً مطمئنی آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟»
مرد جواب داد: «نه، فقط در موردش شنیده ام.»
سقراط گفت: «پس واقعاً نمی دانی که خبر درست است یا نادرست.
پرسش بعدی: آیا آنچه را که در مورد شاگردم میخواهی به من بگویی، خبر خوبی است؟»
مرد پاسخ داد: «نه، برعکس.»
سقراط ادامه داد: «پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن نیستی بگویی.
اما پرسش سوم: آیا آنچه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟»
مرد پاسخ داد: «در حقیقت نه!»
سقراط نتیجه گیری کرد: «اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد ونه خوب است و نه حتی سودمند، پس چرا اصلاً آن را به من می گویی؟»