.jpg)
کتابخوان یا رمانخوان؟!
«ما مثل مردم عادی نیستیم که ماه و سال بگذرد و یک کتاب نخوانیم. ما دستکم هر دو هفته یک کتاب میخوانیم و اگر کتاب نخوانیم، زندگیمان سرد میشود و انگار چیزی گم کردهایم. ما از کمترین فرصتها استفاده میکنیم که کتاب بخوانیم. حتی فرصت ایستادن در صف نانوایی را هم از دست نمیدهیم و همیشه مشغول کتاب خواندن هستیم. همان وقتی که شما بیهدف در اتوبوس نشستهاید و ماشینها را از پنجره اتوبوس نگاه میکنید، ما کتاب میخوانیم و فرصتها را از دست نمیدهیم.»
شما هم این شعارها را شنیدهاید؟ اگر از گوینده این جملهها بپرسیم «شما معمولا چه کتابهایی میخوانید؟»، جز این است که بگویند «رمان». شده، از کسانی که در اتوبوس و صف نانوایی مشغول کتاب خواندن هستند بپرسید چه کتابی میخوانند. یا مقداری کارآگاهبازی به خرج بدهید و متوجه بشوید رمان میخوانند یا جدول حل میکنند یا روزنامه میخوانند یا یک کتاب هدفمند علمی مطالعه میکنند؟ سوال دیگر این است که در اتوبوس میتوان چیزی جز رمان و روزنامه و خبر و مجلههای عامهپسند خواند؟ بیانصافی نکنیم؛ شاید بتوان یک کتاب ارزشمند علمی را که پیشتر خواندهایم و نکات آن را یاد گرفتهایم، در اتوبوس یا صف نانوایی مرور کنیم.
خودمان را گول نزنیم. کلمات را از معنای اصلیشان تهی نکنیم. رمان خواندن البته بسیار خوب است. تجربههایی که در خلال رمانهای ارزشمند میتوانیم به دست بیاوریم، شاید در هیچ فرصت و جایگاه دیگری به دست نیاید. انسانهایی که در برخی رمانها ساخته و پرداخته شدهاند، شاید در هیچ کوچه و خیابان دیگری همراه و همزبان ما نشوند؛ اما اولین ویژگی رمان و داستان، وجه سرگرم کننده آن است.
رمانهایی در بازار کتاب میتوان یافت که سراسر آموزش هستند و بسیاری نکات علمی بسیار ارزنده را با زبانی داستانی به ذهن خواننده تزریق میکند، اما رمان، رمان است. خودمان را گول نزنیم. اگر به راستی اهل مطالعهایم، باید مطالعه هدفمند داشته باشیم. باید بدانیم درباره چه چیزی میخواهیم کتاب بخوانیم. کتابخوانی تنها این نیست که کتابی را از ابتدا تا انتها مانند روزنامه بخوانیم و بعد هم آخر کتاب بنویسیم که این کتاب را به پایان رساندم. کتاب را باید جدی گرفت. با برخی کتابها میتوان تفریح کرد. با بعضی کتابها میتوان خوش بود. اما اگر همه کتابهایی که خواندهایم و میخوانیم، رمان و داستان است، کتابهای بسیاری را از دست دادهایم و فکر میکنیم کتابخوانایم.