
نگاهی به کمکهای اجباری خوشحال کننده!
يادت میآيد كه به پسربچه فالفروشی كه از شيشه ماشينت آويزان شده بود و نمیتوانستی شيشه را بالا بدهی، مجبورشدی كمك كنی تا ماشين تو را رها كند؛ چقدر از اين كه كمكی به او كردی، احساس غرور داشتی!
يادت میآيد وقتی پشت چراغ قرمز ايستاده بودی، پسربچهای به زور شيشه ماشينت را تميز میكرد با اينكه تو مرتب عقب و جلو میرفتی و برف پاكنات را میزدی تا نتواند پاك كند، وقتی كارش تمام شد، كناری ايستاد و تو مجبور شدی زيرنگاههای مظلومانهاش به او كمك كنی؛ چقدر از اين بابت به خودت باليدی!
يا آن روز را كه دختر بچه آدامس فروشی گوشه مانتويت را میكشيد و تو با زور میخواستی از دستش درآوری ولی نمیتوانستی واز سرناچاری، پولی به او دادی تا برود؛ حتما فكر میكنی خیلی برايت ثواب و پاداش نوشته شده!
و تو چقدر آدم باسخاوت و بخشندهای هستی؛ آدمهايی كه نگاه سراسر تحقيری به نيازمندان میاندازند و بعد ازسر شرمندگی يا خجالت و يا به اجباربه كسی كمك میكنند و البته اگر كسی از تو بپرسد برای چه به اين آدمها كمك كردهای، با افتخار غيرقابل وصفی سرت را بالا میگيری و بادی به غبغب میاندازی و میگويی:«اشكالی ندارد. راه دوری نمیرود . ثواب دارد. بنی آدم اعضای .... »
اما جامعه ما آدمهايی هم دارد كه ميليونها تومان از پولشان را صرف مدرسهسازی میكنند، صرف آزادسازی زندانيان میكنند، برای عروسها جهيزيه آماده میكنند و هزينه عمل جراحی بيماران را میپردازند وهيچكس هم هيچگاه از آنها نخواسته يا بهشان التماس نكرده و هيچگاه هم نگاه تحقيرآميزی به كسی نينداختهاند و البته اگر كسی از آنها هم بپرسد برای چه به اين آدمها كمك كردهايد میگويند: «راه دوری نمیرود. ثواب دارد.» و چقدراز اين دست آدمها زيادند اما ما متاسفانه نمیشناسيمشان برای اينكه جلوی دوربين تلويزيون نمیآيند كه بخواهند سری بالا بگيرند و با افتخار از كمكهايشان بگويند. اين آدمها معمولا ناشناس در گروههايی مانند خيرين مدرسهساز و غيره برای هميشه پنهان میمانند.
اما نكته اينجاست كه زمانی تو میتوانی ادعای دست و دلبازی و دست به جيب بودن بكنی كه خودت كمك به ديگران را شروع كنی نه اينكه بنشينی تا كسی با زور والتماس از تو تقاضای كمك كند و تو هم توی رو دربايستی قرار بگيری و كمكش كنی. زمانی به خودت میتوانی ببالی كه نبينی به چه كسی كمك كردهای و آن فرد نداند چه كسی به او كمك كرده. نمیگوييم علیگونه باشيد و نيمه شب پشت در خانهها غذا بگذاريد اما حداقل موقع كمك كردن با ترحم به كسی نگاه نكنيد.
از طرفی اين كمكها میتواند جنبه غير مادی هم داشته باشد. دوست، آشنا وهمكاری كه شايد بيشتر ازكمك مالی تو به كمك فكری تو نياز داشته باشد. شايد يك جمله كارگشا يا يك تجربه ناموفق تو بتواند كمك زيادی به او بكند و باعث شود كه انتخاب درستتری انجام دهد يا از تصميم نادرستی صرف نظر كند.
كمك مادی يا غير مادی فرقی نمیكند مهم اينست كه تو پيشقدم شوی.