
همه «ناشناخته»ها ترسناک نیستند!
همیشه این گله وجود داشته و دارد که تکنولوژی آدمها را از هم دور میکند! روزگار طوری رقم خورده که آدمها برای رفت و آمد با یکدیگر همیشه با شک و دودلی مرموزی دست به گریباناند. اگر مراوده و رفت و آمد داشته باشند، حوصله حرف و حدیثهای بعدش را ندارند و اگر مراوده نداشته باشند، با تنهایی طاقتفرسا چه کنند؟ اصلا مگر میشود چشم روی جامعه، دوستان، خویشان و همه اتفاقات خوب و بدی که میتواند برایمان پیش بیاید، بست؟ مگر میشود سالم بود و در تنهایی از خوشیها و پیشرفتها لذت برد؟
این روزها خیلی از دوستان و آشنایان و نزدیکانمان را میبینیم که به دالان امن چهاردیواری خودشان پناه بردهاند و کمتر حاضر میشوند تا وقتی تلفن و اینترنت و ماهواره و ... هست، تن به میهمانیهای پرخرج و رفت و آمدهای پر حرف و حدیث بدهند!
با آمدن شبکههای اجتماعی، یک جورهایی این شک و دودلی بیشتر هم شده؛ در هر خانهای تقریبا هر کسی صفحه مخصوص خودش را دارد. حتی پدر و مادرهای بسیاری پیجهای مخصوص به خودشان را دارند و ساعتها در منزل یا محل کار، وقت خود را به خواندن مطالب به اشتراک گذاشته از سوی فامیل و دوستان یا تولید و بارگذاری مطالب جدید روی صفحات خودشان اختصاص میدهند.
خوب که دقت کنی، میبینی خیلی از دید و بازدیدهای اینترنتی، بهانهای شده برای دید و بازدیدها و قرارهای فامیلی. اصلا نوع تازهای از «صله رحم» ایجاد شده و آدمهایی که شاید چند ماه از هم بیخبر بودند، حالا فقط کافی است سری به صفحات همدیگر بزنند و با فرستادن یک پیغام، از اوضاع و احوال همدیگر مطلع شوند!
تا همین چند وقت پیش همین والدینی که امروز وقتشان را برای استفاده از اینترنت با فرزندانشان هماهنگ میکنند، از حضور شبانهروزی آنها در شبکههای گروهی و پرسه زدنهای وقت و بیوقت فرزندشان در دنیای ناشناخته اینترنت، نالان و نزار بودند؛ بهانههای آنچنانی میگرفتند و دلشورههای اینچنینی داشتند. امروز اما، چه پدرها و مادرهایی که خودشان پیشتاز از فرزندانشان، نبض شبکههای اجتماعی را در دست دارند وگاهی خودشان به فرزندانشان پیجها و کلابهای مختلف را معرفی میکنند، برای بیشتر خواندن و بیشتر نوشتن مشتاقند و اگر دیر از وجود فلان پیج در فلان آدرس مطلع شوند نگران میشوند و به تکاپو میافتند!
این روزها در میهمانیها بحث بر سر فلان استتوس و بهمان خبر داغ شده، دوستان و اهل فامیل وقتی دور هم جمع میشوند یکدیگر را بیش از پیش برای حضور در شبکههای اجتماعی مختلف تشویق میکنند.
حتی بسیاری از مسئولان و برنامهریزان و رجال سیاسی نیز صفحاتی رسمی در شبکههای مختلف اجتماعی ایجاد کردهاند. آنها با حضور در این شبکهها با اقبال بخش گستردهای از کاربران مواجه شدهاند و همین توجه، درگاهی متفاوت برای دستیابی نزدیکتر شهروندان به اخبار فراهم کرده است. به نظر میرسد مسیری تازه در حال شکلگیری در عرصه دنیای بیسر و ته اینترنت است؛ مسیری که پایان ناپذیر است اما مهار و فرمدهی به آن، اندیشه میطلبد و برای بسیاری از دردهای اجتماعی چارهساز است.
این روزها خبرهای خوب و بد یکی پس از دیگری، به سرعت نور در حال همهگیر شدن است و دیگر خبرهای داغ را تقریبا همه شنیدهاند. محفلهای بحث و گفتگو داغ شده و گوشهای بیشتری برای حرف زدن و اظهار نظر کردن میتوان پیدا کرد. این روزها خیلی بهتر از قبل میشود روی آستانه تحمل آدمها حساب کرد و اگر بیصبری کند و خودش را با محیط وفق ندهد، بلاک خواهد شد!
امروز میتوان امید داشت که شبکههای اجتماعی بستری مناسب برای فرهنگسازی و نشر بسیاری از مفاهیم فرهنگی و سبک زندگی را فراهم کنند. کافی است حرف درست برای آنها که طالبش هستند گفت. حرفهای زیبا و شنیدنی، شنوندگانی زیبا و ستودنی نیز دارند و چه خوب است اگر باور کنیم، شنوندگان ستودنی تکثیرپذیرند؛ کافی است مسیر درستش را بیابیم.
حالا میشود اینترنت و دنیای غریب شبکههای اجتماعی را کمی منصفانهتر دید. قرار نیست هر موجودیت پایانناپذیر و رازآلودی، ترس داشته باشد، گاهی میتوان با المانهای ناشناخته و تازه، روشهای تازهای برای دردهایی پیدا کرد که ریشهشان در امروز و حالمان است. باید به این باور رسید که دردهای امروز وابسته به زمان خود هستند و ممکن است پادزهرهای سنتی و قدیمی چارهسازشان نباشد. لازم است بپذیریم که برخی دردها در گذشته تشخیص داده نشدند و امروز تازه به درد بودنشان ایمان آوردهایم و لازم است فکری برای درمانشان شود. درمانی که با امکانات امروز، سریعتر و عمیقتر اتفاق میافتد و عوارض کمتری را به دنبال دارد.